تبليغاتX
ماه اسمون نسیم فروردین

ماه اسمون نسیم فروردین
از شنيدن خبر كارهاي شرافتمندانه خويش خجالت مكش...سلامی به بلندای قندیل به هزار عاشق


پنجشنبه 24 اسفند1385
دوست دارم

نوشته شده در  ساعت 5 PM  توسط نسیم فروردین  | 


                                                                            


پنجشنبه 24 اسفند1385

ویژگي پسرهاي ايراني 1چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه. 2-تا يه دختر خوشگل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش. 3-چشمك جزو تيك عصبيشونه. 4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن. 5-اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره. 6-دوستت دارم جزو حرفاي روز مرشونه. 7-زبان باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روي زمين. 8-مي خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه

چون تو را گويند : خداي را دوست داري ؟خاموش باش كه اگر گوئي : نه ، كافر باشي ، و اگر گوئي : دارم ، فعل تو به فعل دوستان نماند. فضيل عياض

ازگل پرسيدم محبت چيست گفت : ازمن زيبـــــاتــــــراست .
ازافتاب پرسيدم محبت چيست گفت: ازمن سوزانتـــــراست.
ازشمع پرسيدم محبت چيست گفت:ازمن عاشقــــــــــتراست.
از خود محبت پرسيدم محبت چیست گفت: تنهايک نگاه است

چقدر خوبه که آدم يکي رو دوست داشته باشه نه بخاطر اينکه نيازش رو بر طرف کنه نه بخاطر اينکه کس ديگري رو نداره نه بخاطر اينکه تنهاست و نه از روي اجبار بلکه بخاطر اينکه اون شخص ارزش دوست داشته شدن رو داره

 چل چراغ

Payame tabrike torka:holoole mahe mobarake norooz bar tamami fajr afarinane arseye isar va peirovane an hazrat salavat

ضد حال يعني : بري عروسي زنونه ، مردونه باشه ...... روزه کنکور خواب بموني ....... سربازي بيوفتي لبه مرز ........ وقتي داري با يکي اشنا مي شي ( چت ) و کار به شماره ميرسه ، کارتت تموم بشه ....... ضد حال يعني با نمره 75/9 افتادن ....... وقتي تو ماشين داري افه مياي ، خاموش کني ....... ضد حال يعني وقتي با دوست دختر دومت ميري بيرون ، دوست دختر اولتو ببيني با دوست پسر دومش

از بنيامين مي پرسن رفتي حموم چي کار کردي............. ميگه.. شامپو .......ريکا .. صابون زدم نيومد نيومد نيومد

دروغ دختر ها: تو برام مثل داداشي = يعني جلو تر نيا - من تو رو اندازه داداشم دوست دارم=چون حالم از داداشم به هم مي خوره - از دست من ناراحتي=هستي كه باش به من چه - من حالم بده = يعني بايد ببريم كافي شاپ و كلي چيز برام بخري - من فقط با تو حرف مي زنم = با بقيه مي خندم - من هميشه پيشت مي مونم = مخصوصا وقتي كه كميته بياد

 love

زندگي مثل پياز است که هر برگش را ورق بزني اشکتو در مي ياره

تا حالا فكر كردي كه چرا بعضي وقتها زمين ميخوريم؟ از بد شانسيمون نيست، طبيعت ميخواد به ما ياد بده كه چطور دوباره بلند بشيم ( هيتلر)

گرگه بعد از کلي جستجو آي دي شنگول منگول رو گير مياره، بعد از کلي چت کردن باهاشون قرار مي ذاره. وقتي مي ره سر قرار مي بينه چوپان دروغ گو اومد

ويکتور هوگو: خداوندا! اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگويم، هزاران جلد کتاب مي شود ولي آنچه در دل دارم يک جمله بيش نيست: دوستت دارم

yeroz torke hayate vahsh nega mikarde . mibine ye gore khar ba lagad be shire mizne. boland mishe mige : mohamadiash salavat

آن لحظه که از نیاز انسان دارد نکم ازهوای حیوان یک دانه گندم طلائی از طشت طلا گران بهاتر در حادثه های ناگهانی سالم ز مریض مبتلاتر آسوده مباش که بی نیازی یک آن دگر پر از نیازی آنجا که تو فرعون زمانی در تیررس باد خزانی.

ان تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت درتهاجم با زمان آتش زدم کشتم من بهارعشق را دیدم ولی باور نکردم یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم من زمقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت بهارم رفت...عشقم مرد...یارم رفت

ولنتاين در اردبيل - خديجه : رحيم آقا تو بيلميري امروز چه روزيه ؟ رحيم : والا فچ ميکنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟ - خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه ! رحيم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟! - خديجه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز من و شوماست ! - رحيم : شوما کيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاگو رو از آشپزخونه بيار

هيچ وقت به خودت مغرور نشو ......برگ ها هميشه وقتي مي ريزن که فکر مي کنن طلا شد

انواع بلــــــــــــــــــه! عروس عادي: بله - عروس كمي لوس: بع.........له! - عروس با كلاس: اوكي! - عروس خارج رفته: يس! - عروس سنتي: آره! - عروس متكبر: فقط كله اش را تكان ميدهد - عروس خجالتي: اوهوم! - عروس وحشت زده: ها! - عروس بي حوصله: خوب! - عروس دستپاچه: باشه،باشه

انسان با سه بوسه تکمیل می شود 1. بوسه ی مادر که با ان پا به عرصه ی خاکی می گذاری 2. بوسه ی عشق که یک عمر با ان زندگی میکنی 3. بوسه خاک که با ان پا به عرصه ی ابدیت می گذاری

گفتمش بی تو چه می باید کرد؟ عکس رخساره ی ماهش را داد.

گفتمش همدم شبهایم کو ؟ تاری از زلف سیاهش را داد.

وقت رفتن همه رو بوسید به من از دور نگاهش را داد.

یادگاری به همه داد و به من......انتظار سر راهش را داد.

ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم... آب جواب داد اما من ميتونم

اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني

در کوچه باغ هاي زندگي تنها پرندگاني لذت پريدن و آزادي را مي دانند که طعم اسارت را چشيده باشند . گويند گاه تنهايي ها براي آن بر تو نازل مي شود که در هنگام ديدار همتايت حتي يک لحظه را به غفلت ندهي (قاصدک)

به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو

اگر من وتو دو برگ بوديم هنگام خزان زودتر از تو مي شکستم و مي افتادم تا زماني که تو مي افتادي در اغوشت بگيرم

اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو دوستش داری! .

بدان که از بزرگي گناه او نيست بلکه از کوچکي قلب توس اگر روزي روزگاري نخواستي يا نتوانستي فرد گناهکاري را ببخشي

زن براي عاشق شدن به چندين قرن نياز دارد و براي فراموشي به يك دقيقه.........ولي ولي ...مرد براي عاشق شدن به يک دقيقه نياز دارد و براي فراموش کردن به چندين قرن()

 

شناختنت بي گناهترين گناهم بود يافتنت بهانه دلم و خواستنت نيازم و با تو بودن آرزويم و تو را گم كردن ، پيدايش سراب بود تو مانند پرستو آمدي و به دورترين ديار غربت رفتي . بي تو ثانيه ها تكراري شده اند و آيينه چيزي جز سراب را نشان نمي دهد و شقايق غريبي مي كند و جاده در انتظار مسافر است و هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد و من آرزوهايم را عاشقانه زمزمه مي كنم

عاشقت گشتم گفتي عاشقان ديوانه اند عاقبت عاشق شدي ديدي تو هم ديوانه اي

خدايا خدايا به بي حالا ،حال بده . به بي عقلا ، عقل بده. به بي كارا، كار بده . به بي پولا ،پول بده . به بي ايمانا ،ايمان بده. به بي نورا ، نور بده

زندگي قصه مرد يخ فروشي است که ازاو پرسيدند:فروختي؟ گفت:نخريدند،تمام شد...!

جيگرم! عشقم!نازم!نفسم!قشنگم!زندگيم!ماهم! خوشگلم! فدات شم الهي! ديگه داره ديرم ميشه بهتره از جلوي آينه برم كنار...!!!

پشت پنجره’ باز اتاق کوچک قلبم هیچ نیست جز یک هیچ بزرگ

Payame tabrike torka:holoole mahe mobarake norooz bar tamami fajr afarinane arseye isar va peirovane an hazrat salavat

چقدر خوبه که آدم يکي رو دوست داشته باشه نه بخاطر اينکه نيازش رو بر طرف کنه نه بخاطر اينکه کس ديگري رو نداره نه بخاطر اينکه تنهاست و نه از روي اجبار بلکه بخاطر اينکه اون شخص ارزش دوست داشته شدن رو داره

کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست!!!؟؟؟

است وسيع باش ، تنها و سربزير وسخت(سهراب)خورشيد باش که اگر خواستي بر کسي نتابي،نتواني. (زرتشت) آنچه کرم ابريشم پايان زندگي مي پندارد در نظر پروانه آغاز زندگي

شب چهارشنبه سوري مي‌بينن تركا بيشترين آسيب رو داشتن. يه آمار مي‌گيرن مي‌فهمن كه اونا آتيش رو بغل ديوار درست مي‌كردن بعد از روش مي‌پريدن

دو چيز را فراموش نكن: ياد خدا و ياد مرگ. دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران . چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع، دلت را سر نماز و چشمت را درخانه دوست

مي خواهي ماشين حساب بهت فحش بده يك عدد بزرگ بنويس منحاي يكش كن.

برو به جهنم چون جهنم فقط با وجود تو بهشت مي شه

.سيگار با اينكه ميدونه آخرش زير پا له ميشه ولي تا آخرش باهاته

بيا به سختي ها فكر نكنيم. به خوبيها فكر كنيم، به بهار، به بهشت، به جهنم، به درك، به تو چه؟، به من چه؟، من نازي رو طلاق نميدم

اگر براي دنيا 1 نفري براي من يك دنيايي(قسمتي از نوشتهاي چوپان دروغگو)

خروسه بالاي ديوار بوده، يه دفعه از توي خيابون يه ماشين حمل مرغ زنده رد ميشه، خروسه داد ميزنه: بچه‌ها بيايين، سرويس دخترا اومد

az eshghe to leili...........rftam zire terili(vase giris kari)

Elm sabet karde SHEKAR dar ab hal mishe . khaheshan dige zire baroon rah naro chon SHIRINTARIN kasamo az das midam

شعله گفت کاش روزي به شمعدان مي رسيدم.شمع بدون اينکه حرفي بزند.ذره ذره آب شد تا شعله را به ارزويش برساند

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار

اخبار ديشب رو شنيديد..........؟ تو جهنم بمب گذاشتن همه شهيد شدن رفتن بهشت

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم

زن يه دکتر اصفهاني ميميره روي سنگ قبرش مينويسه:آرامگاه زري همسر دکتر رحيمي، متخصص اطفال،مطب خ جلفا ،کوچه سوم ساعت پذيرش 8-2 تلفن 2289650

غريب است دوست داشتن.وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتي مي‌دانيم كسي با جان و دل دوستمان دارد ... ونفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش مي‌گيريم هر چه او عاشق‌تر ، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازك‌تر ، ما بي رحم ‌تر . تقصير از ما نيست ؛ تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

خانومه 8 قلو بچه دار مي شه، ولي مي بينن هر کدوم از بچه هاش يه رنگي هستن! تحقيق مي کنن مي بينن به جاي قرص ضد حاملگي اسمارتيزميخورد

کاش.... این فاصله ها نبود !!! باران ببار !! باران بزن !! كسي تنهاست !! كسي تنهاست..... پر شده هوای ذهنم از بوی خوش خاک نم خورده خاطره !! خیسه، خیسم... از بوسه ی باران .. من ان شوق نگاههای بارانی ات را دیدم !! ببار باران !! میان من و..تو..فاصله هاست ..وای کاش.... من امدم ...با چتر سفیدی از عشق... تا شب تمام کوچه ها ی غربت را با هم گز کردیم !! کنار هم، ولی نه دست در دست !! چه زیبا بود همان لحظات تنگ !! بی خیال عابران ! شب که شد گفتی بیا تا صبح پرواز کنیم!! ... ومن ... سکوت کردم

 نی نی

مشت میکوبم بر در٬ پنجه می سایم بر پنجره ها٬ من دچار خفقانم٬خفقان! من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم: آی..........................! با شما هستم! این درها را باز کنید...! من٬ به دنبال فضایی می گردم٬ لب بامی٬ سر کوهی٬ دل صحرایی ... ٬ که در آن جا نفسی تازه کنم آه... می خواهم فریاد بلندی بکشم٬ که صدایم به شما هم برسد! من٬ به فریاد٬ همانند کسی که نیازی به تنفس دارد٬ مشت می کوبد بر در. من هوارم را سر خواهم داد!

نوشته شده در  ساعت 5 PM  توسط نسیم فروردین  | 


                                                                            


پنجشنبه 24 اسفند1385
نام : بهرام رادان
تاریخ تولد: 8 اردیبهشت 1358
هنرپیشه -او را به جرات می توان یک استعداد تمام عیارو یک حادثه کم سابقه سینمای ایران دانست. اگر چه حضور اولش تنها به یک چهره و چشم آبی و زیبا محدود می شد ، اما رادان ثابت کرد که می تواند در حد و اندازه های یک ستاره بدرخشد . انتخابهای بعدی رادان در عمده موارد ، آگاهانه او را به مسیری درست هدایت کرد که امروز می تواند با افتخار آن تندیس زرشک زرین را برای شور عشق نادیده بگیرید. بهرام متولد 1358 و کارشناس مدیریت بازرگانی است ، او در سال 78 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت و همان سال برای بازی در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فیلم و چهره جذاب دو جوان اول کار یعنی رادان و ومهناز افشار فروش فیلم به زیبایی شکوفا شد و او امروز خود را به نمایش بگذارد. استعدادهای درونی رادان در هر فیلم در هر فیلم به زیبایی شکوفا شد و امروز ستاره ای است که مورد توجه هر کارگردانی قرار گرفته و تقریبا هر نقشی را در کارنامه اش بازی کرده. حضور بعدی او درآبی به کارگردانی حمید لبخنده باز می گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاری چون هدیه تهرانی به زور آزمایی می پرداخت. ساقی را در کنار یکتا ناصر بازی کرد که همان سال ساخته شد . اما چندان کار قابل توجهی نبود . سال 80 آواز قو از او به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرین بود. این فیلم ساخته سعید اسدی با فروش بسیار بالایی روبرو می شود و بازی رادان مورد توجه هئات داوران قرار می گیرد و او را کاندیدا دریافت جایزه نقش اول می کنند . از اینجا به بعد رادان می شود ستاره اول سینمای ایران که بالا طرفداران بیشماری مواجه بود. همان سال در تجربه فیلم کوتاه ابراهیم شیبانی با نام طلوع تاریک بازی می کند و اینگونه سال 80 را با موفقیت به پایان می رساند. محبوبیت رادان کارگردانان را متوجه او می سازد و همه به سویش هجوم می آورند.
سال 81 ،داریوش فرهنگ از او در رز زرد استفاده می کند که یک درام ترسناک نوجوان پسند بود. فیلم برداشتی ضعیف از اثر هالیوودی می دانم تابستان گذشته چه کردی ؟ که با استقبال مناسبی روبرو می شود. سپس در عطش ساخته محمد حسین فرح بخش بازی کرد که اثر چندان حرفه ای به شمار نمی رفت.بهروز افخمی در برگردان سینمایی یک اثر دشوار ادبی او را مورد ارزیابی قرار داده و این گونه فیلم عجیب گاو خونی ساخته می شود که رویکرد رادان به سینمای متفاوت و به دور از جنجال و جنبه های تجاری محسوب می شد.بازی در این نقش متفاوت به شدت مورد تحسین واقع می شود و رادان ثابت می کند که می تواند به عنوان بازیگر آثار هنری هم محسوب شود. سال 82 در سه کار درخشان به تم های بسیار متفاوت به عنوان بازی می کند که نشان از دقت انتخاب کارکترهای متفاوت داشت. ابتدا در ساخته درخشان بنی اعتماد با نام ننه گیلانه بازی می کند که از جمله بازی های اثر گذار و زیبای او به شمار می رود . او در این فیلم به نقش پسر فاطمه معتمد آریا که در بازگشت از جنگ دچار معلولیت جسمی شده و نامزدش تن به ازدواج ناخواسته داده است.رادان با نقش آفرینی خود در این قالب دشوار همه را انگشت به دهان می کند اما هیات داوران جشنواره بیست و سوم حضور او را نادیده می گیرند. سپس در اثر پر فروش شمعی در باد در کنار شهاب حسینی و حسام نواب صفوی به بازگویی مشکلات روز جوانان و مساله اعتیاد به قرص های توهم زا می پردازند . این دومین کار رادان با یک کارگردان خانم (پوران درخشنده )بود. سپس به تیم سربازهای جمعه مسعود کمیایی می پیوندد و در واقع به جای گلزار که از بازی در فیلم کنار کشید می آید، او در رستگاری در هشت و بیست دقیقه به کارگردانی الوند در سال 83 نقشی به شدت متفاوت را تجربه می کند و باز در کنار شهاب حسینی قرار می گیرد . ازدواج صورتی در نوروز 84 اکران می شود ،اما رویکردی منجر به شکست برای رادان در عرصه کمدی محسوب می شود. او بازی در ساخته آخر کمیایی با عنوان حکم را به پایان رسانده. مشغول بازی در تقاطع می باشد. بهرام رادان به خاطر بازی در شمعی در باد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد.

در مورد او:
یک برادر به نام شهرام و یک خواهر به نام الهام و یک خواهر ناتنی به نام ژیلا دارد

و حیوان خانگی او یک سگ است

فرستنده : سيد محمد جمشيدي

 

نوشته شده در  ساعت 5 PM  توسط نسیم فروردین  | 


                                                                            


پنجشنبه 24 اسفند1385

ماهی قرمز نوروز

ماهی قرمز . ماهی گلی . ماهی حوضی . ماهی طلایی . ماهی تنگ و ..... هر آنچه بنامندش را ایرانیان همه می شناسند ماهی حوضی به پیش از نوروز هر ساله میهمان خانه ی ایرانیان است و کمتر سرایی را بتوان خالی از وجودش یافت . می گویند حضور ماهی قرمز بر سفره هفت سین و به هنگامه ی فرا رسیدن نوروز نشان از پویایی و شادابی و سرزندگی دارد و رنگ سرخش و زلالی آبی که در آن غوطه است این را پیام آور است و نشان از کمال جویی انسان دارد و ..... اما گرچه دکتر خورشیدیان رئیس انجمن زرتشتیان ایران این را منکر می شود و بر این عقیده است که ماهی قرمز بر سفره ی هفت سین و سنت ایرانی جایگاهی نداشته است یا دیگر نشریات و رسانه ها به استناد دلایل مستند علمی بر خطر وجود بیماری های واگیر دار با قابلیت انتقال به انسان و ... تاکید دارند اما به حقیقت نمی توان یک شبه جامه دان سنتی سینه به سینه نقل و عمل گشته و به میراث مانده در جامعه ای کهن را بر بست و به انتظار طاعتش بود . چرا که با تمامی توصیه ها و بیانات اشخاص و جراید و .... باز هم سالانه دسته دسته ماهیانی از این گونه اند که به پیش آز اغاز بهار روانه بازار می شوند و ره به سوی سفره هفت چین ایرانیان می سپارند . خصوص آنکه در شرایط حاضر . جامعه ی ایران بعد از انقلاب .فرمایشاتی از این دست و امثالهم را سریعا وجهه ای سیاسی می بخشد و آنرا نگاهی غیر ملی و هویت ستیز از جانب حاکمیتی البته غیر ملی میداند

نوشته شده در  ساعت 5 PM  توسط نسیم فروردین  | 


                                                                            


پنجشنبه 24 اسفند1385
هفت سین

هفت سین

سیب سمبل زیبایی و سلامتی

سنجد سمبل عشق و باروری

سماق سمبل روشنایی و غلبه بر شیطان

سیرطبیب الهی در درون زمین

سرکه سمبل صبر و گذر زمان

سمنو نشان استقامت و شیرین کامی

نوشته شده در  ساعت 5 PM  توسط نسیم فروردین  | 


                                                                            


پنجشنبه 24 اسفند1385

چه شخصیتی دارید؟

نام این حیوانات را به ترتیب علاقه ی خود قرار دهید:

گاو

ببر

گوسفند

اسب

خوک

یک کلمه برای توصیف اسامی زیر بنویسید:

سگ

گربه

موش صحرایی

قهوه

دریا

به کسانی فکر کنید(کسانی که شما را بشناسند و برای شما مهم باشند)و انها را به رنگهای زیر ربط دهید(افراد تکراری نباشند. (برای هر رنگ نام یک فرد):

زرد

نارنجی

قرمز

سفید

سبز

 

جوابهای شما باید دقیقا همانی باشد که مطابق مطلوب شماست

حالا تعابیر و تفاسیر جوابهایتان را بخوانید.

گاو:کار

ببر:غرور و فخر

گوسفند:عشق

اسب:خانواده

خوک:پول

توصیف شما از سگ شخصیت خود شماست

توصیف شما از گربه شخصیت شریک زندگیتان است

توصیف شما از موش صحرایی شخصیت دشمن شماست

توصیف شما از قهوه تعبیر روابط زناشوئیتان است

توصیف شما از دریا زندگی خود شماست

زرد:کسیکه هیچ وقت فراموشش نخواهید کرد

نارنجی:کسیکه به نظر شما دوست واقعیتان است

قرمز:کسیکه شما به او عشق می ورزید

سفید:جفت روح شماست

سبز:کسیکه تا اخر عمرتان او را به خاطر خواهید داشت

چروکیده

نوشته شده در  ساعت 4 PM  توسط نسیم فروردین  | 


                                                                            


پنجشنبه 24 اسفند1385
تفاوت ?جوات‌كلاسيك? با ?اوتول? در وضعيت مالي شخص شخيص جوات است (و گرنه حيوان، حيوان است، چه فرقي مي‌كند!!!). بدين صورت كه شما به يه اتومبيل نياز داريد كه ديگه درپيتي‌ترين آن پرايد است. البته از دوو سيلو، 405 و به خصوص از 206 بهترين بهره را مي‌توانيد ببريد و به مرادتان برسيد.
خودرو: 1 عدد (ترجيحا پيكان صفر، يا يكي از موارد ذكر شده در بالا)
رنگ: سفيد يا مشكي
روكش صندلي: سفيد با خالهاي سياه يا سياه با خالهاي سفيد!
ابتدا خودرو مورد نظر را كاملا شسته و ضدعفوني كرده و كمكها را كمي (نه زياد) مي‌خوابانيم. بعد شيشه عقب را مي‌دهيم دودي كنند و روي آن يك جمله انگليسي خفن مثل Don?t Race Baby و يا چيزي شبيه اين، مي‌نويسيم. از اين چرت و پرتها روي درب صندوق عقب نيز مي‌توانيم بنويسيم.
اگر از جملات انگليسي خوشتان نمي‌آيد مي‌توانيد از آرم فيلم ?جيغ? استفاده كنيد. يادتان باشد كه آرم متاليكا، رپ و... ديگر قديمي شده است.
رينگهاي خودرو را حتما عوض كنيد. شما به رينگ پره‌اي با لاستيكهاي پهن ديواره‌كوتاه نياز داريد. اگر توان مالي اجازه اين كار را به شما نمي‌دهيد، سري به بوتيكهاي اتومبيل بزنيد، قالپاقهاي زيادي مي‌توانيد پيدا كنيد كه اداي رينگ را براي شما دربياورند. (به هر حال تو سرعت، نشون نميده)!
يك بوق خفن و يك سراگزوز مشدي (تك لول يا 2 لول فرقي نمي‌كند) كه داخل آن به رنگ قرمز باشد همچنين يك ضبط پايونير يا كن‌وود در محل مربوطه نصب مي‌نماييم. 3 عدد ساب ووفر كه اندازه آن از درب ديگ حيات سركوچه بزرگتر نباشد هم پشت شيشه عقب نصب مي‌كنيم. يك مانيتور هم روي داشبورد مي‌چسبانيم.
اگر پژو 206 داشتيد، چراغهاي جلو و عقب را هم بدهيد مشكي كنند! اگر خودرو ديگري داشتيد و براي آن چراغ مشكي وجود نداشت، غصه نخوريد! خودتان دست به كار شويد. مقداري برچسب سياه و يا سفيد تهيه كنيد و تا مي‌توانيد آنها را به چراغهاي عقب و جلوي خودرو بچسبانيد. اگر باز هم اضافه اومد پايين يا بالاي شيشه جلو و عقب خودرو هم فراموش نشود.
حالا نوبت توپ گلف است! يك عدد توپ گلف مشتي (از اون آدم خركن‌ها) روي شيشه عقب و يا جلو مي‌چسبانيم. يه برچسب درباك هم روي درب باك خودرو مي‌چسبانيم تا شكل باك تانك بشود!
يه بوگير باحال (از اونايي كه توش آب رنگي و فیتیله داره) هم روي يه قسمتي از داشبورد جاسازي كنيد.
پس از طي مراحل بالا، به اولين بقالي مراجعه كرده و چهار عدد تخم‌مرغ تلاونگ خريده و هر كدام را زير يكي از لاستيكها مي‌گذاريم. خودرو را روشن نموده و در دنده يك گذاشته و يك نيم كلاج مي‌كنيم تا چشم حسودها با هم بتركد.
خودرو مورد نظر آماده است و مي‌توانيد با آن پي كارتان برويد!؟

 

نوشته شده در  ساعت 4 PM  توسط نسیم فروردین  |